فرهنگ آریان‌پور

مانع شدن

#۱۷۷٬۰۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

debar

مانع شدن، بازداشتن، ممنوع کردن

۲

ail

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن

۳

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۴

rein

افسار، زمام، عنان، لجام، افسار کردن، کنترل، ممانعت، لجام زدن، راندن، مانع شدن

۵

stop

ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه واژه هاى شامل

۶

hamper

از کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن، قید

۷

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن

۸

impede

بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن

۹

resist

پایدارى، پایدارى کردن، ایستادگى کردن، استقامت کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با

۱۰

revoke

لغو کردن، مانع شدن، الغا، فسخ، ابطال

۱۱

exclude

محروم کردن، راه ندادن به، بیرون نگاه داشتن از، مانع شدن، مستثنى کردن

۱۲

prevent

جلوگیرى کردن، پیش گیرى کردن، بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن

۱۳

intromit

داخل کردن، درآوردن، جادادن، منصوب کردن، دخالت کردن، مزاحم شدن، مانع شدن

۱۴

obstruct

مسدود کردن، جلو چیزى را گرفتن، مانع شدن، ایجاد مانع کردن، اشکال تراشى کردن

۱۵

obturate

مسدود کردن، بستن، مانع شدن، گرفتن

۱۶

hold up

با اسلحه سرقت کردن، مانع شدن، قفه، توقیف

۱۷

hold back

مانع، گیر، بند، وقفه، توقف، مانع شدن، اشغال کننده