فرهنگ آریان‌پور

مانع

#۱۷۷٬۰۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hurdle

مانع، سبد ترکه اى، چهار چوب جگنى، مسابقه پرش از روى مانع، از روى پرچین یا چارچوب پریدن، از روى مانع پریدن، (مجازى) فائق آمدن بر

۲

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۳

balk

مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن

۴

dike

(dyke =) ـ خاکریز، سد، بند، نهر، آبگذر، مانع

۵

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن

۶

brake

بیشه، درختستان، ترمز، عایق، مانع، ترمز کردن

۷

crimp

چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول

۸

barrier

نرده یا مانع عبور دشمن، سد، حصار، راه کسى را بستن، مانع

۹

curtain

پرده، جدار، دیوار، حجاجب، غشاء، (مجازى) مانع

۱۰

embargo

ممنوعیت، تحریم، مانع، محظور

۱۱

drawback

اشکال، مانع، زیان، بى فایدگى

۱۲

encumbrance

بار، قید، مانع، اسباب زحمت، گرفتارى، گرو

۱۳

hazard

قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قرار دادن، به خطر انداختن hazard اسبدوانی‌

۱۴

roadblock

وسیله انسداد جاده گلف‌