فرهنگ آریان‌پور

مانده‌ کردن

#۱۷۷٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tire

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به

۲

exhaust

اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن