فرهنگ آریانپور
مانده - عقب -
#۱۷۷٬۰۰۶
behind
عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه
laggard
آدم کند دست، آدم دست سنگین، عقب مانده
lagging
کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر lag
backward
عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن، به عقب
backwards
عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن
stick in the mud
بیعرضه، طفره رو، آدم کند، آدم عقب مانده، محافظه کار