فرهنگ آریان‌پور

مانده - عقب -

#۱۷۷٬۰۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۲

laggard

آدم کند دست، آدم دست سنگین، عقب مانده

۳

lagging

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر lag

۴

backward

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن، به عقب

۵

backwards

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن

۶

stick in the mud

بیعرضه، طفره رو، آدم کند، آدم عقب مانده، محافظه کار