فرهنگ آریانپور
مانده - ته -
#۱۷۷٬۰۰۴
silt
لاى، لجن، گل، کف، درده، ته مانده، لجن گرفتن، لیمون
scrap
قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن
leavings
پس مانده، باقیمانده، ته مانده
riffraff
آشغال، ته مانده، زیادى، توده، انبوه
loose end
انتهاى تار یا نخ، سر آزاد نخ، چیز استفاده نشده، بیکار افتاده، عاطل، انت هاى شل هر چیزى، باقیمانده، ته مانده