فرهنگ آریان‌پور

مانده - باقی -

#۱۷۷٬۰۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

dregs

درد (dord)، باقى مانده، چیز پست و بى ارزش

۲

debris

خرده، باقى مانده، آثار مخروبه، آشغال روى هم ریخته، آوار

۳

extant

موجود، داراى هستى، (ک.) پدیدار، باقى مانده، نسخه ى موجود و باقى (ازکتاب و غیره)

۴

remnant

باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار

۵

surplus

زیادتى، مازاد، زائد، باقى مانده، اضافه، زیادى

۶

residuary

وارث طبقه دوم، موصى له، باقى مانده، رسوبى

۷

scantling

میله اندازه گیرى ذرع، نیم ذرع، مسطوره، خلاصه، باقى مانده، حدود، مقدار، مقدار قلیل، اندک، سهم، سهمیه