فرهنگ آریان‌پور

ماندنی

#۱۷۶٬۹۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

viable

زنده ماندنى، زیست پذیر، ماندنى، قابل دوام، مناسب رشد و ترقى

۲

permanent

پایدار، ابدى، ثابت، ماندنى، سیر دائمى، دائمى

۳

fixed

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون

۴

durable

باودام، پایا، دیرپاى

۵

lasting

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن last

۶

enduring

تحمل کردن، بردبارى کردن دربرابر، طاقت چیزى را داشتن، تاب چیزى را آوردن