فرهنگ آریانپور
ماندنی
#۱۷۶٬۹۹۸
viable
زنده ماندنى، زیست پذیر، ماندنى، قابل دوام، مناسب رشد و ترقى
permanent
پایدار، ابدى، ثابت، ماندنى، سیر دائمى، دائمى
fixed
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
durable
باودام، پایا، دیرپاى
lasting
بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن last
enduring
تحمل کردن، بردبارى کردن دربرابر، طاقت چیزى را داشتن، تاب چیزى را آوردن