فرهنگ آریان‌پور

ماندن - عقب -

#۱۷۶٬۹۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lag

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر

۲

drop behind

عقب افتادن از، عقب ماندن