فرهنگ آریان‌پور

ماندگار

#۱۷۶٬۹۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

immanent

ماندگار، اصلى، (در مورد خدا) داراى نفوذ کامل در سرتاسر جهان، درهمه جاحاضر

۲

perdurable

ماندگار، پایدار، همیشگى، ابدى، با دوام

۳

settler

مهاجر تازه، مقیم، ماندگار، خوش نشین، ماندگر

۴

indelible

پاک نشدنى، محو نشدنى، ماندگار، ثابت

۵

monumental

یادگارى، درخور، یادگار، تاریخى، ماندگار، هویدا، معلوم، زیاد

۶

persistent

مصر، پایا، مداوم، ایستادگى کننده، سمج، ماندگار، مزمن

۷

indissoluble

حل نشدنى، تجزیه نا پذیر، آب نشدنى، ناگداز، غیر قابل حل، به هم نخوردنى، منحل نشدنى، ماندگار، پایدار

۸

ineffaceable

پاک نشدنى، محو نشدنى، ماندگار

۹

abiding

پایدار، پایا، ساکن، وفا کننده، تاب آور، تحمل کننده

۱۰

lasting

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن last

۱۱

permanent

پایدار، ابدى، ثابت، ماندنى، سیر دائمى، دائمى