فرهنگ آریانپور
مانا
#۱۷۶٬۹۳۲
fixed
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
abiding
پایدار، پایا، ساکن، وفا کننده، تاب آور، تحمل کننده
durable
باودام، پایا، دیرپاى
retentive
نگه دارنده، حافظ، ضبط کننده قابض