فرهنگ آریان‌پور

مامور گشت

#۱۷۶٬۸۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

patrol

(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن

۲

patrolman

پلیس گشتى، گشتى