فرهنگ آریان‌پور

مامور استخدام ورزشکاران پراتیه

#۱۷۶٬۸۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

scout

پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف