فرهنگ آریانپور
مامور
#۱۷۶٬۸۱۸
emissary
مامور سرى، فرستاده
pursuivant
مامور ابلاغ یا اخطاریه، نامه رسان، مامور، پیشخدمت، در التزام بودن، رسالت کردن
functionary
مامور، کارگذار
commissionaire
مامور، گماشته، پیک
agent
پیشکار، نماینده، گماشته، وکیل، مامور، عامل
envoi
(envoy =) ـ فرستاده، مامور، نماینده، ایلچى، مامور سیاسى، (گ) سخن آخر، شعر ختامى
envoy
(envoi =) ـ فرستاده، مامور، نماینده، ایلچى، مامور سیاسى، (گ) سخن آخر، شعر ختامى
assignee
وکیل، گماشته، نماینده، مامور، عامل
cop
پلیس، پاسبان