فرهنگ آریانپور
مالیدن به
#۱۷۶٬۷۸۷
glair
(glaire =) ـ سفیده تخم مرغ، سفیده، لعاب، (لعاب و غیره) مالیدن به
glaire
(glair =) ـ سفیده تم مرغ، سفیده، لعاب، (لعاب و غیره) مالیدن به
face
صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن
apply
به کار بستن، درخواست دادن، به کار بردن، به کار زدن، استعمال کردن، اجرا کردن، اعمال کردن، متصل کردن، به هم بستن، درخواست کردن، شامل شدن، قابل اجرا بودن
application
کاربرد، استفاده، درخواست، درخواست نامه، پشت کار، استعمال