فرهنگ آریان‌پور

مالیات‌ کسر کردن

#۱۷۶٬۷۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tax

مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر