فرهنگ آریانپور
مالیات
#۱۷۶٬۷۱۳
tax
مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر
levy
وضع مالیات، مالیات بندى، مالیات، خراج، وصول مالیات، باج گیرى، تحمیل، نام نویسى، مالیات بستن بر، جمع آورى کردن
scat
(موسیقى جاز) آواز بى معنى، (بشوخى) گم شو، دور شو، گم شدن، دور شدن، مالیات، صداى پاره شدن چیزى، رگبار باران
scot
باج، مالیات، مالیات بستن بر، (با حرف بزرگ) اسکاتلندى
impost
باج، مالیات، تعرفه بندى کردن
taxation
وضع مالیات، مالیات بندى، مالیات dues
imposition
تحمیل، تکلیف، وضع، باج، مالیات، عوارض
farm
کشتزار، مزرعه، زمین مزروعى، پرورشگاه حیوانات اهلى، کاشتن