فرهنگ آریان‌پور

مالیات

#۱۷۶٬۷۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tax

مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر

۲

levy

وضع مالیات، مالیات بندى، مالیات، خراج، وصول مالیات، باج گیرى، تحمیل، نام نویسى، مالیات بستن بر، جمع آورى کردن

۳

scat

(موسیقى جاز) آواز بى معنى، (بشوخى) گم شو، دور شو، گم شدن، دور شدن، مالیات، صداى پاره شدن چیزى، رگبار باران

۴

scot

باج، مالیات، مالیات بستن بر، (با حرف بزرگ) اسکاتلندى

۵

impost

باج، مالیات، تعرفه بندى کردن

۶

taxation

وضع مالیات، مالیات بندى، مالیات dues

۷

imposition

تحمیل، تکلیف، وضع، باج، مالیات، عوارض

۸

farm

کشتزار، مزرعه، زمین مزروعى، پرورشگاه حیوانات اهلى، کاشتن