فرهنگ آریان‌پور

مالنده

#۱۷۶٬۶۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

rubber

رزین، لاستیک، کائوچو، لاستیکى، ابریشمى یا کاپوت، مالنده یا ساینده

۲

spreader

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن spread