فرهنگ آریانپور
مالک
#۱۷۶٬۶۳۴
proprietor
مالک، ملاک، متصرف، صاحب حق طبق کتاب
have
(past: had ; past participle: had) ـ داشتن، دارا بودن، مالک بودن، ناگزیر بودن، مجبور بودن، وادار کردن، باعث انجام کارى شدن، عقیده داشتن، دانستن، خوردن، صرف کردن، گذاشتن، کردن، رسیدن به، جلب کردن، به دست آوردن، دارنده، مالک
angel
فرشته، مالک
landlord
موجر، مالک، صاحبخانه، ملاک
lord
لرد وار، شایان لرد، آقا وار، بزرگ منش، منیع، مغرور
owner
داشتن، دارا بودن، مال خود دانستن، اقرار کردن، تن در دادن، خود، خودم، شخصى، مال خودم
landed
زمین، خشکى، خاک، سرزمین، دیار، به خشکى آمدن، پیاده شدن، رسیدن، بزمین نشستن land
landlady
زن مهمانخانه دار، زن صاحب ملک، میزبان