فرهنگ آریان‌پور

مال

#۱۷۶٬۴۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

for

براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه

۲

lucre

سود، پول، مال

۳

goods

خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله good

۴

wealth

توانگرى، دارایى، ثروت، مال، تمول، وفور، زیادى

۵

fortune

بحث و اقبال، طالع، خوش بختى، شانس، مال، دارایى، ثروت، اتفاق افتادن، مقدر کردن

۶

property

دارایى، مال، خاصیت، صفت خاص، استعداد، ویژگى، ملک

۷

to

به سوى، سوى، به طرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسى است to ـ (46)

۸

riches

توانگر، دولتمند، گرانبها، باشکوه، غنى، پر پشت، (در مورد خوراک) زیاده چرب یا شیرین

۹

mammon

(در کتب عهد جدید) ممونا، ثروت، دولت

۱۰

silver

نقره - (Ag)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 47 و جرم اتمى 107.8682 گرم بر مول، سیم نقره پوش کردن، نقره فام شدن

۱۱

commodity

وسیله مناسب، متاع، کالا، جنس