فرهنگ آریانپور
اندام
#۱۷٬۶۴۶
member
اندام، عضو، کارمند، شعبه، بخش، جزء
organ
ارگ، ارغنون، عضو، اندام، آلت، وسیله، ارگان
shape
شکل، صورت، قواره، ریخت، اندام، تجسم، شکل دادن به، سرشتن، شکل دادن
dismemberment
قطع، بریدن، اندام
form
ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن
frame
قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن
figure
شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر
division
تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه