فرهنگ آریان‌پور

ماشین فشار

#۱۷۶٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۲

compressor

متراکم کننده، ماشین فشار، دستگاه یا ماشین فشردن هوا، منگنه، کمپرسور