فرهنگ آریان‌پور

ماشین چاپ

#۱۷۶٬۲۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۲

printer

چاپگر، چاپ کننده، صاحب چاپخانه، مطبعه printer printing press