فرهنگ آریان‌پور

ماسیدگی

#۱۷۶٬۱۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

congelation

ماسیدگى، بستگى، انجماد، افسردگى، دلمه، چیز منجمد

۲

coagulation

انعقاد، دلمه شدگى، لختگى، لخته شدن، ماسیدن