فرهنگ آریان‌پور

ماسه

#۱۷۶٬۱۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sand

ماسه، شن، ریگ، شن کرانه دریا، شن پاشیدن، سنباده زدن، شن مال یا ریگ مال کردن

۲

ballast

ماسه، هر چیز سنگینى چون شن و ماسه که در ته کشتى مى ریزند تا از واژگون شدنش جلوگیرى کند، بالاست، سنگینى، شن و خرده سنگى که در راه آهن به کار مى رود، کیسه شنى که در موقع صعود بالون پایین مى اندازند، سنگ و شن در ته کشتى یا بالون ریختن، سنگین کردن

۳

gravel

شن، ریگ، ماسه، سنگ مثانه، سنگریزه، شنى، شن دار، متوقف کردن، در شن دفن کردن، شن پاشیدن