فرهنگ آریان‌پور

مارک

#۱۷۵٬۹۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

stripe

مارک، علامت، درجه نظامى، پاگون، خط راه راه، یراق، پارچه راه راه، راه راه کردن، تازیانه زدن

۲

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۳

score

نشان، حساب، چوب خط، نمره، مارک، نمره امتحان، با چوب خط حساب کردن، علامت گذاردن، حساب کردن، به حساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، (در مسابقه) پوان آوردن، امتیاز، امتیاز گرفتن، حساب امتیازات

۴

marque

انتقال، تلافى، مارک، علامت مخصوص، مدل مخصوص (اتومبیل و غیره) ـ

۵

Mark

نشان، ارزه، نمره، نشانه، علامت، داغ، هدف، پایه، نقطه، درجه، مرز، حد، علامت گذاشتن، توجه کردن