فرهنگ آریان‌پور

مارس کردن

#۱۷۵٬۹۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

gammon

بازى تخته نرد، ران نمک زده و دود زده خوک، یاوه، مارس کردن (در تخته نرد)، نمک زدن و دودى کردن، لاف زدن