فرهنگ آریانپور
مارپیچی
#۱۷۵٬۹۶۰
anfractuous
مارپیچى، پرپیچ و خم
spiral
حلزونى، مارپیچ، مارپیچى، به شکل مارپیچ، به شکل مارپیچ درآوردن، به طور مارپیچ حرکت کردن
toroid
چنبره، سطح ایجاد شده از خط مارپیچى، مارپیچى
acyclic
غیر مدور، غیر قابل چرخش، مارپیچى، ناچرخه اى
sinuous
موجى، داراى شیارهاى موجى، مارپیچى، غیرمستقیم، گمراه کننده
chochleate
شبیه صدف، پیچ و خم دار، پیچاپیچ، مارپیچى
vortiginous
گردابى، حلقوى، پیچاپیچ، مارپیچى
winding
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس wind
labyrinthine
پر پیچ و خم، پر شکنج