فرهنگ آریان‌پور

مارپیچ‌ کردن

#۱۷۵٬۹۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

coil

چنبره زدن، فنر، به دور چیزى به طور مارپیچ پیچیدن، مارپیچ، سیم پیچ

۲

twist

پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن