فرهنگ آریانپور
مارپیچ
#۱۷۵٬۹۴۳
helix
مارپیچ، (هندسه) منحنى حلزونى، پیچک
coil
چنبره زدن، فنر، به دور چیزى به طور مارپیچ پیچیدن، مارپیچ، سیم پیچ
spire
منار مخروطى، ساقه باریک، مارپیچ، نوک تیز شدن، مخروطى شدن
spiry
پیچاپیچ، مارپیچ، مخروطى
fleche
(spire =) ـ میل بالاى مناره، مارپیچ
spiral
حلزونى، مارپیچ، مارپیچى، به شکل مارپیچ، به شکل مارپیچ درآوردن، به طور مارپیچ حرکت کردن
flexuous
پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم
flexural
پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم
helicoid
(جانور شناسى) به شکل پوسته حلزون، مارپیچ، حلزونى
curl
حلقه کردن، فردادن، پیچاندن، حلقه، فر
helical
(heliacal =) ـ (ستاره شناسى) ستاره اى که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است، شمسى winding serpentine sinuous
corkscrew
دربطرى باز کن