واژههای فارسی←مار - تار -فرهنگ آریانپورمار - تار -#۱۷۵٬۸۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱scatteredپراکنده، متفرق، پرت و پلا، ریخته و پاشیده، تار و مارواژههای نزدیک در الفباماجراگرایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیماجراگراییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیماجرای عشقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیماجرای مشهورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیماجوجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیماجونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر