فرهنگ آریان‌پور

مادی

#۱۷۵٬۸۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

materialist

مادى، ماده گراى

۲

earthen

خاکى، گلى، سفالى، مادى، جسمانى

۳

fleshly

جسمانى، شهوانى، جهانى، دنیوى، مادى

۴

worldly

این جهانى، دنیوى، جسمانى، مادى، خاکى واژه هاى شامل

۵

material

جنس، ماده، مصالح، مادى، جسمانى، مهم، عمده، کلى، جسمى، اساسى، اصولى، مناسب، مقتضى، مربوط، جسم

۶

corporeal

جسمانى، جسمى، مادى، بدنى، داراى ماده

۷

worldling

آدم دنیا پرست، مادى

۸

idiographic

وابسته به مجاز، مجازى، مادى، اندیشه نگار

۹

so matic

بدنى (در مقابل روحى یاروانى)، تنى، طبیعى، جسمى، مادى، کالبدى

۱۰

brook

جوى، جو، تحمل کردن، زیر بار رفتن

۱۱

creek

نهر materials

۱۲

rivulet

جویبار، جوى کوچک، نهر کوچک

۱۳

secular

وابسته به دنیا، دنیوى، غیر روحانى، عامى

۱۴

phenomenal

پدیده اى، حادثه اى، عارضى، عرضى، محسوس، پیدا، شگفت انگیز، فوق العاده

۱۵

substantial

ذاتى، جسمى، اساسى، مهم، محکم، قابل توجه