فرهنگ آریان‌پور

مادون

#۱۷۵٬۸۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

behindhand

مادون، کهنه، بى خبر از رسوم، دغل

۲

sub

(پیشوند) خرده، زیر، تحت، تابع، مادون، فرع، جاى کسى را گرفتن، جایگزین کردن

۳

below

درزیر، پایین، مادون

۴

puisne

(حقوق) بعدا، بعدى، ضعیف، نارسا، مادون

۵

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۶

subaltern

تابع، زیردست، افسر جزء، مادون، فرعى

۷

subjacent

واقع در زیر، مادون

۸

subordinate

تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار

۹

subservient

چاپلوس، پست، تابع، مادون، سودمند، متملق

۱۰

infra

پیشوندى است به معنى " زیر " و " پایین " و " پست "

۱۱

under

زیر، درزیر، تحت، پایین تراز، کمتر از، تحت تسلط، مخفى در زیر، کسرى دار، کسر، زیرین