فرهنگ آریانپور
مادون
#۱۷۵٬۸۴۳
behindhand
مادون، کهنه، بى خبر از رسوم، دغل
sub
(پیشوند) خرده، زیر، تحت، تابع، مادون، فرع، جاى کسى را گرفتن، جایگزین کردن
below
درزیر، پایین، مادون
puisne
(حقوق) بعدا، بعدى، ضعیف، نارسا، مادون
subject
نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن
subaltern
تابع، زیردست، افسر جزء، مادون، فرعى
subjacent
واقع در زیر، مادون
subordinate
تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار
subservient
چاپلوس، پست، تابع، مادون، سودمند، متملق
infra
پیشوندى است به معنى " زیر " و " پایین " و " پست "
under
زیر، درزیر، تحت، پایین تراز، کمتر از، تحت تسلط، مخفى در زیر، کسرى دار، کسر، زیرین