فرهنگ آریان‌پور

مادر بزرگ

#۱۷۵٬۴۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

grandma

مادر بزرگ، نه نه جا

۲

grandmother

مادر بزرگ، مثل مادر بزرگ رفتار کردن

۳

granny

(grannie =) ـ مادر بزرگ، ننه جان، پیر زن یا پیر مرد

۴

grandam

(grandame =) ـ مادر بزرگ، ننه بزرگ، جده، پیر زن عامیانه‌

۵

grannie

(granny =) ـ مادر بزرگ، ننه جان، پیر زن یا پیر مرد

۶

grandame

(grandam =) ـ مادر بزرگ، ننه بزرگ، جده، پیر زن