فرهنگ آریانپور
مادر
#۱۷۵٬۴۸۹
mother
مادرى کردن، پروردن، مادر، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل
mum
مادر، خاموشى، سکوت، شخص خاموش، ساکت بودن
mater
مادر، سخت شامه، نرم شامه
mamma
(جانور شناسى، کالبد شکافى) پستان، ممه، (mama) مادر، مامان old lady بچگانه mommy
matriarch
رئیسه خانواده، مادر
stepmother
زن پدر، نامادرى، مادر
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار heavy زبان کودکان
mammy
مامان، لله، دده سیاه زبان بچگانه