فرهنگ آریان‌پور

مادر

#۱۷۵٬۴۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

mother

مادرى کردن، پروردن، مادر، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل

۲

mum

مادر، خاموشى، سکوت، شخص خاموش، ساکت بودن

۳

mater

مادر، سخت شامه، نرم شامه

۴

mamma

(جانور شناسى، کالبد شکافى) پستان، ممه، (mama) مادر، مامان old lady بچگانه‌ mommy

۵

matriarch

رئیسه خانواده، مادر

۶

stepmother

زن پدر، نامادرى، مادر

۷

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار heavy زبان‌ کودکان‌

۸

mammy

مامان، لله، دده سیاه زبان‌ بچگانه‌