فرهنگ آریان‌پور

مات

#۱۷۵٬۳۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

opaque

مات، غیر شفاف، مبهم، کدر، شیشه یا رنگ مات

۲

matte

(matt =) ـ (فلز شناسى) فلز یا مس پرداخت نشده و ناخالص، تکمیل یا پرداخت مات و بى جلا

۳

aghast

مبهوت (از شدت ترس)، وحشت زده، مات

۴

amazed

متحیر ساختن، مبهوت کردن، مات کردن، سردرگم کردن، سردرگم، متحیر

۵

quizzical

عجیب و غریب، شوخ، مبهوت، مات

۶

dumbstruck

متحیر، مات، مات و مبهوت

۷

translucent

نیم شفاف، مات

۸

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۹

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۱۰

slaphappy

گیج (در اثر مشت خوردن)، سرمست، از خود بى خود، بى مهابا

۱۱

abstracted

مجزا، پریشان خیال، مختصر blurry

۱۲

openmouthed

دهان باز، حیرت زده، متعجب و متحیر