فرهنگ آریان‌پور

لیسیدن

#۱۷۵٬۲۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lick

لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن

۲

licking

لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن lick