فرهنگ آریان‌پور

لیسه

#۱۷۵٬۲۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

lick

لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن

۲

larva

کرم، کرم حشره، نوزاد حشره، لیسه

۳

pupa

(جانور شناسى) نوچه، بادامه، شفیره جانورشناسی‌

۴

lycee

دبیرستان فرانسوى

۵

maggot

کرم حشره، کرم پنیر، خرمگس، وسواس

۶

caterpillar

کرم صدپا، تراکتور زنجیرى، به شکل کرم صد پا حرکت کردن