فرهنگ آریان‌پور

لیزاندن

#۱۷۵٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

slip

لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن

۲

lubricate

روغن زدن، روان کردن، روان سازنده، چرب کردن، لیز کردن