فرهنگ آریان‌پور

لیز کردن

#۱۷۵٬۲۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

lubricate

روغن زدن، روان کردن، روان سازنده، چرب کردن، لیز کردن

۲

slick

سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب