فرهنگ آریانپور
لیز خوردن
#۱۷۵٬۲۲۵
slip
لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن
scoot
بسرعت و مثل تیر شهاب رفتن، جستن، سرعت داشتن، ناگهان سر خوردن، لیز خوردن
scrieve
(اسکاتلند) لیز خوردن، تند خواندن
skid
تیر حایل، تیر پایه، لغزیدن، غلتگاه، سر خوردن، ترمز ماشین، تخته پل، راه شکست، مسیر سقوط، ترمز کردن، سریدن، سرانیدن
coast
ساحل، دریاکنار، سریدن، سرازیر رفتن
glide
سر خوردن، خرامش، سریدن، آسان رفتن، نرم رفتن، سبک پریدن، پرواز کردن بدون نیروى موتور، خزیدن