فرهنگ آریان‌پور

لیز

#۱۷۵٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lubricious

لیز، نرم، هرزه، بى قرار، بى ثبات، لغزنده، گریز پا

۲

glib

روان، سلیس، چرب زبان، زبان دار، لیز، لاقید

۳

slab

تخته سنگ، تکه، ورقه، باریکه، قطعه، لوحه، غلیظ، لیز، چسبناک، لزج، تکه تکه کردن، با اره تراشیدن، سقف را با تخته پوشاندن، باریکه باریکه شدن

۴

slick

سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب

۵

slimy

لجن مال، لجن آلوده، لزج، لیز

۶

lubric

(lubricious =) ـ لیز، نرم

۷

slippy

(slippery =) ـ لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان

۸

slipper

لغزنده، تاشو، لیز، کفش راحتى

۹

saponaceous

صابونى، صابون دار، لیز (مثل صابون)

۱۰

oily

چرب، روغنى slider unctuous

۱۱

fatty

چرب، چربى مانند

۱۲

greasy

روغنى، چرب، روغن دار، (مجازى) چاپلوسانه