فرهنگ آریانپور
لیز
#۱۷۵٬۲۲۳
lubricious
لیز، نرم، هرزه، بى قرار، بى ثبات، لغزنده، گریز پا
glib
روان، سلیس، چرب زبان، زبان دار، لیز، لاقید
slab
تخته سنگ، تکه، ورقه، باریکه، قطعه، لوحه، غلیظ، لیز، چسبناک، لزج، تکه تکه کردن، با اره تراشیدن، سقف را با تخته پوشاندن، باریکه باریکه شدن
slick
سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب
slimy
لجن مال، لجن آلوده، لزج، لیز
lubric
(lubricious =) ـ لیز، نرم
slippy
(slippery =) ـ لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان
slipper
لغزنده، تاشو، لیز، کفش راحتى
saponaceous
صابونى، صابون دار، لیز (مثل صابون)
oily
چرب، روغنى slider unctuous
fatty
چرب، چربى مانند
greasy
روغنى، چرب، روغن دار، (مجازى) چاپلوسانه