فرهنگ آریان‌پور

لولیدن

#۱۷۵٬۱۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

wiggle

لولیدن، جنبیدن، و ول خوردن، تکان دادن

۲

wriggle

لولیدن، طفره زدن، جنبانیدن، کرم وار تکان دادن، لول خوردن، حرکت کرم وار کردن

۳

move

جنبیدن، لولیدن، تکان دادن، حرکت دادن، به جنبش درآوردن، بازى کردن، متاثر ساختن، جنبش، تکان، حرکت، اقدام، (در بازى) نوبت حرکت یا بازى، به حرکت انداختن، وادار کردن، تحریک کردن، پیشنهاد کردن، تغییر مکان، حرکت کردن، نقل مکان

۴

worm

کرم، سوسمار، مار، خزنده، خزیدن، لولیدن، مارپیچ کردن

۵

hotch

(اسکاتلند) لولیدن، بى قرارى کردن، تکان خوردن، (حقوق) سرجمع کردن دارایى

۶

squirm

پیچ و تاب خوردن، لولیدن، حرکت ماروار، ناراحتى نشان دادن

۷

sniggle

مارماهى صد کردن (با قلاب مخصوص)، لولیدن، تکان خوردن، مارماهى گرفتن

۸

squiggle

در دهان قرقره کردن، لولیدن، موج دار شدن

۹

welter

اختلاط، درهم و برهمى، خشکى، پژمردگى، آغشتن، غلت زدن

۱۰

wigwag

ارتباط یا مخابره به وسیله پرچم، جنباندن

۱۱

slither

لغزش، غلت، آشغال، سنگریزه، تراشه، شکاف، سریدن، خزیدن، غلتیدن