فرهنگ آریان‌پور

لوله کشی کردن

#۱۷۵٬۰۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pipe

پیپ، چپق، (موسیقى) نى، ناى، فلوت، نى زنى، لوله حمل مواد نفتى، ساقه توخالى گیاه، نى زدن، فلوت زدن، با صداى تیز و زیر حرف زدن، صفیر زدن، لوله کشى کردن، لوله

۲

plumb

ژرف پیما، شاقول عمودى، گلوله سربى راست، به طور عمودى، عمودا، درست، عیناً، لوله کشى کردن، ژرف یابى کردن، عمق پیمودن، عمودى قرار دادن، با شاقول آزمودن، با سرب مهر و موم کردن، شاقولى افتادن، عمود بودن، سرب

۳

canalize

زه کشى کردن، نهرسازى، لوله کشى کردن، ایجاد آبراه کردن