فرهنگ آریان‌پور

لوله اب

#۱۷۴٬۹۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

water pipe

لوله آب، تنبوشه، لوله مخصوص لوله کشى آب

۲

duct

مجرا، لوله آب، خط سیر، مجراى لنف

۳

stave

(past: staved, stove ; past participle: staved, stove) ـ میله نردبان، چماق، دنده بشکه، چوب، شیارهاى نازک چوب، لوله آب، شبیه لوله، ایجاد سوراخ کردن، شکستن، ریزش کردن، به شکل چوب دستى یا چماق و غیره درآوردن، با چماق زدن، کوبیدن، (موسیقى) روى خط حامل نوشتن، حامل، بند شعر