لوله
#۱۷۴٬۹۶۷
tube
لوله، تونل، مجرا، دودکش، ناى، نى، لوله خمیرریش و غیره، ناودان، لامپ، لاستیک تویى اتومبیل و دوچرخه و غیره، لوله دار کردن، از لوله رد کردن
pipe
پیپ، چپق، (موسیقى) نى، ناى، فلوت، نى زنى، لوله حمل مواد نفتى، ساقه توخالى گیاه، نى زدن، فلوت زدن، با صداى تیز و زیر حرف زدن، صفیر زدن، لوله کشى کردن، لوله
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن
duct
مجرا، لوله آب، خط سیر، مجراى لنف
vessel
آوند، کشتى، مجرا، رگ، بشقاب، ظرف، هر نوع مجرا یا لوله
cannon
(معمولاً به صورت اسم جمع) توپ، استوانه، لوله، به توپ بستن، (در بیلیارد) تصادم دو توپ
barrel
بشکه، خمره چوبى، چلیک، لوله تفنگ، درخمره ریختن، دربشکه کردن، با سرعت زیاد حرکت کردن
conduit
مجراى آب، آبگذر، معبر، کانال، مجرا، لوله، مجراى سیم
cylinder
استوانه، سیلندر، لوله
pipeline
خط لوله، لوله کشى
canal
(chanal =) ـ ترعه، زه آب، مجراى فاضل آب، کاریز، آبراه ترعه زدن، حفرترعه کردن، آبراه ساختن
sleeve
آستین، آستین زدن به، در آستین داشتن
tubing
تغار چوبى، تغار رخت شویى، طشت، وان، حمام فرنگى، هر چیزى به شکل تغاهر، شستشو کردن، شسته شدن