فرهنگ آریان‌پور

لوکوموتیو

#۱۷۴٬۹۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

iron horse

لوکوموتیو

۲

locomotive

وابسته به تحرک، متحرک، لوکوموتیو، حرکت دهنده، نیروى محرکه

۳

engine

ماشین، ماشین بخار، موتور، اسباب، آلت، ذکاوت، تدبیر کردن، نقشه کشیدن engine railway engin