فرهنگ آریانپور
لوشیدن
#۱۷۴٬۹۲۱
toss
بالا انداختن، پرت کردن، انداختن، دستخوش اواج شدن، متلاطم شدن، پرتاب، تلاطم
tumble
رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى
fidget
بى آرامى، بى قرارى، بخودپیچى، لول خورى، بى قرار بودن، ناراحت بودن
waggle
حرکت کردن، (مثل قرقره) پیچاندن، جنباندن
wiggle
لولیدن، جنبیدن، و ول خوردن، تکان دادن
wriggle
لولیدن، طفره زدن، جنبانیدن، کرم وار تکان دادن، لول خوردن، حرکت کرم وار کردن