فرهنگ آریانپور
لوس کردن
#۱۷۴٬۹۰۷
spoil
(past: spoiled, spoilt ; past participle: spoiled, spoilt) ـ غنیمت، یغما، تاراج، سود باد آورده، فساد، تباهى، از بین بردن، غارت کردن، ضایع کردن، فاسد کردن، فاسد شدن، پوسیده شدن، لوس کردن، رودادن wetnurse
cosset
بره دست آموز، (مجازى) بچه نازپرورده
pamper
بناز پروردن، نازپرورده، متنعم کردن
overindulgence
آزادى بیش از حد دادن، افراط