فرهنگ آریانپور
لوس
#۱۷۴٬۹۰۳
chilish
بچگانه، ناپسند، لوس
spooney
(spoony =) ـ لوس، احمق، اهل بوس و کنار، احمقانه
facetious
شوخ، لوس، اهل شوخى بى جا
flat
پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت
apish
بوزینه صفت، نادان، حیله گر
rotten
پوسیده، فاسد، خراب، زنگ زده، رو به فساد selfindulgent
babyish
طفل مانند، کودک مانند
slaphappy
گیج (در اثر مشت خوردن)، سرمست، از خود بى خود، بى مهابا naff
gingerbread
نان زنجبیلى، زنجبیل پرورده، چیز قشنه و کم بها