فرهنگ آریان‌پور

لودگی‌ کردن

#۱۷۴٬۸۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fool

نادان، احمق، ابله، لوده، دلقک، مسخره، گول زدن، فریب دادن، دست انداختن

۲

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۳

amuse

سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادن، جذب کردن، مات و متحیر کردن

۴

clown

لوده، مسخره، مقلد، مسخرگى کردن، دلقک شدن